نمونه کار شماره 1
نوع متن: عمومی
متن اصلی: انگلیسی
In an age obsessed with efficiency, we often confuse being busy with being productive.
The constant stream of notifications creates an illusion of urgency, pushing us toward tasks that feel important but produce little meaningful outcome.
Ironically, the more tools we use to “save time”, the less time we actually seem to have.
True productivity, therefore, is not about doing more – it’s about choosing better.
It requires the uncomfortable discipline of slowing down, questioning our habits, and redefining what truly deserves our attention.
ترجمۀ ناویراسته و تحتاللفظی:
در عصری که شیفتۀ کارایی هستیم، گاهی مشغولیت را با بهرهوری اشتباه میگیریم.
جریان مداوم اعلانها (پیامها) توهم ضرورت ایجاد میکند. ما را به سمت وظایفی رهنمون میکند که احساس اهمیت میدهند اما کمترین نتیجه معنیدار را ایجاد میکنند.
جالب توجه است که هرچه بیشتر از ابزارهای مختلف برای ذخیرۀ زمان استفاده میکنیم، در واقع به نظر میرسد زمان کمتری در اختیار داریم.
بنابراین کارایی واقعی، دربارۀ کار بیشتر نیست- انتخاب بهتر است.
این نیازمند نظم ناراحت کننده برای کاهش سرعت، زیر سوال بردن عادتهای ما و مشخص کردن این است که دقیقاً چه چیزی ارزش توجه ما را دارد.
ترجمۀ ویراسته و طبیعی:
در عصری که شیفتۀ بهرهوری و کارایی هستیم، گاهی فقط سرمان شلوغ است و خیال میکنیم در حال پیشروی هستیم.
باران بیپایان اعلانها، احساس عجله و ضرورت ایجاد میکند، اما بیشتر این کارها هرچقدر هم مهم بهنظر برسند، نتیجۀ چندانی ندارند.
جالب اینکه هرچه از ابزارهای بیشتری برای ذخیرهی زمان استفاده میکنیم، زمان بیشتری از دست میدهیم.
بنابراین کارایی واقعی، نه کار بیشتر بلکه انتخاب هوشمندانهتر است.
گاهی لازم است نظم داشته باشیم، سرعت را کم و به عادتهایمان شک کنیم و تصمیم بگیریم چه چیزی واقعاً ارزش وقت و انرژیمان را دارد.


